على ربانى گلپايگانى

80

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

مىباشد ( مانند انسان آنگاه كه روح در او دميده مىشود ، يا متولد مىگردد ) پس اگر اصالت از آن وجود نباشد ، اختلاف صفات ياد شده مستند به ماهيت خواهد بود ، در حالى كه ماهيت نسبت به همه آنها وضع يكسانى دارد ، اين خلاف فرض است ( فرض اين است كه اين صفات متفاوتند و لازمه بازگشت آنها به ماهيت عدم اختلاف و تفاوت آنها است ) . و آنجا ( پيرامون مسألهء اصالت وجود ) ، دلايل ديگرى هم وجود دارد كه در كتابهاى ( فلسفى ) مطول و مبسوط بيان گرديده است . و براى قائلان به اصالت ماهيت و اعتبارى بودن وجود دلائلى نااستوار گفته شده است ، مانند گفتار آنان كه اگر وجود اصيل باشد ، بايد در خارج موجود باشد ، پس براى وجود ، وجودى هست و براى وجود او هم وجود ديگرى است ، پس تسلسل وجودهاى غير متناهى لازم مىآيد و آن ( تسلسل ) محال است . و از اين اشكال پاسخ داده شده است به اينكه وجود موجود است ، ولى به نفس ذات خود و نه به وجود ديگر ، پس امر ( وجودها ) تا بىنهايت ادامه نخواهد يافت . و از مطالب گذشته ، نادرستى سخن ديگرى در اين مسأله كه منسوب به محقق دوانى است ، روشن مىگردد ، و آن اينكه در واجب تعالى وجود اصيل است و در ممكنات ماهيت اصيل مىباشد و در نتيجه اطلاق لفظ موجود بر واجب به معناى اين است كه او نفس وجود است و اطلاق لفظ موجود بر ماهيات ( امكانى ) به معناى انتساب آنها به وجود است ، مانند لابن ( منسوب به لبن ، شيرفروش ) و تامر ( منسوب به تمر ، خرمافروش ) ، اين مطلب را به خاطر بسپار ، ولى بنا بر مذهب مورد اختيار ما ( اصالت وجود ) ، وجود به خودى خود موجود است ( واسطهء در عروض لازم ندارد ) و ماهيت ، موجود بالعرض است ( نه بالذات ، و واسطهء در عروض لازم دارد ، و به عبارت ديگر ، لفظ موجود ، به اين جهت حمل بر انسان يا ماهيت ديگر مىشود كه وجود ضميمه و عارض آن گرديده است ، ولى لفظ موجود بر وجود حمل مىگردد بدون آنكه نياز به ضميمه و عروض چيزى بر آن باشد ) .